کارکرد شهود برونریز (Ne)

کارکرد شهود برونریز (Ne):

در قسمت اول از سری مقالات کارکردهای هشت گانه MBTI از کارکرد شهود درونریز (Ni) صحبت کردیم و در این قسمت به سراغ یکی دیگر از کارکرد ها یعنی شهود برونریز(Ne) میرویم.

شهود برونریز و شهود درونریز دو کارکردی هستند که به دلیل شباهت های خیلی زیادی که با هم دارند خیلی با هم اشتباه گرفته میشوند چون جنس هر دو از شهود است. من سعی میکنم در این مقاله شهود برونریز(Ne) را کاملا شرح دهم اما قبل از اینکه قصد خواندن این مقاله را کنید بهتر است به مقاله شهودی درونریز(Ni) سری بزنید و آن را مطالعه کنید. نکته بسیار مهم این است که وقتی میگوییم شهودی برونریز دو تیپ شخصیتی ENFP و ENTP خیلی نزدیک به این توضیحات هستند تا INTP و INFP و ضمن اینکه حتما میدانید ترکیب Fi با Ne و ترکیب Ti با Ne تفاوت هایی را رقم میزند.

قبل از شروع این مقاله به یک نکته دیگر هم توجه کنید، شهود برونریز (Ne) بدون مقایسه با شهود درونریز (Ni) غیر قابل توضیست به همین دلیل زیاد با هم این دو را مقایسه کرده ام هرچند در آینده مقاله ی مقایسه ای جداگانه ای را انتشار میدهم.

 

Ne یعنی چی؟

اولین موضوعی که باید در باره شهود برونریز بدانیم این است که این کارکرد از دو حرف شهود (N) و اندیس برونگرایی (E) تشکیل شده است. شهود کارکرد جمع آوری اطلاعات است و بیشتر از واقعیتی که بشود آن را لمس کرد بوئید و… به احتمالات، آینده و تصاویر انتزاعی (واقعیت برگرفته شده) توجه دارد و به پشت پرده توجه دارد و برونگرایی (E) به معنی گسترده بودن و رنگ و بوی بیرونی داشتن است.

همین الان خیلی واضح شد که شهود برونریز بیشتر به احتمالات گسترده ی دنیای بیرونی توجه دارد. دقت کنید که در تمامی کارکرد های هشت گانه اندیس های برونگرایی (E) یا درونگرایی (I) به عنوان منبع شناخت میشود. به همین دلیل هم معمولا شهودی های برونریز عاشق احتمالات مختلف هستند و ایده پردازهای موفق تری نسبت به شهودی های درونریز هستند یعنی:

 

“شهود برونریز(N+E): منبع الهام و احتمالات جهان بیرون است و گستردگی را به عمق ترجیح میدهد”

“شهود درونریز(N+i): منبع الهام و احتمالات دنیای درون است (خواب، چند روز بعد حین انجام کاری دیگر و…) و آنها عمق را بر گستردگی ترجیح میدهند.”

 

Ne ها از بازی کردن با احتمالات و رؤیا پردازی هایشان بیش از شهودی های درونریز لذت میبرند. چند روز پیش ساعت 10:30 دقیقه شب بود در حالی که داشتم مطالعه میکردم یکی از دوستان نزدیک من که تیپ شخصیتی ENTP دارد، به من زنگ زد و از من راهنمایی در باره روابط عاطفی اش میخواست:

“من متوجه شدم خیلی درگیر الگوی “چه میشود اگر” شده است که در علم روانشناسی یکی از الگوهای نگرانی محسوب میشود. به او گفتم زیادی درگیر احتمالات شده ای و اصلا به این نکته توجه نکردم که او کارکرد اولش  شهودی برونریز است و هنوز صدایش درون گوشمم نجوا میکند که به من گفت: ” پسر زندگی یعنی احتمالات” (البته چون کارکرد Ti و NE با هم داشت چنین حرفی زد ممکن است ENFP ها به اندازه ENTP ها به احتمالات و چیدن استراتژی های مختلف توجه نشان ندهند)”

 

شهود برونریز (Ne)
شهود برونریز (Ne)

 

مزیت دیگری که به دلیل توجه این کارکرد به احتمالات وسیع دنیای بیرون میشود این است که این کارکرد کمک میکند آنها اتفاقات دنیای بیرون را حدس بزنند که این مورد میتواند به آنها در انجام کارهایی مثل بازار بورس یا شطرنج یا حدس زدن قصد و غرض بقیه یا سیاست مدار شدن و کارهایی حتی مثل ایده پردازی، بارش فکری و ….کمک کند.

اینجا دوست دارم به این نکته توجه کنید که شهودی های برونریز(Ne) طیفی از حدسیات را دنبال میکنند و مدام حدسیات خود را تغییر میدهند در حالی که شهودی های درونریز(Ni) یک حدس را پس از تحقیقات میزنند و سپس به همان حدس خود میچسبند. دلیل اینکه Ne ها حدسایت گسترده تری را دنبال میکنند اندیس برونگرایی (E) است و این که عاشق جمله ی چه میشود اگر هستند – ?what if– پس طبیعی است که همیشه به دنبال احتمالات بیشتر و بیشتر میگردند.

 

علاقه به تنوع :

باید بگم که هم شهودی های درونریز و هم شهودی های برونریز هر دو از تکرار خسته میشوند و هر دو احتمالات را در نظر میگیرند پس این افسانه ای بیش نیست که باب شده ” Ne ها فقط از تکرار خسته میشوند” اما یک نکته اینجا حائز اهمیت است که کارکرد Ne چون تنوع را دوست دارد به سراغ موضوعات دیگر میرود برای آنها کار تکراری مساویست با مرگ روانشان. در واقع به خاطر خودِ تنوع، تنوع را دوست دارند.

همان دوست من که بالا خدمتتان عرض کردم که تیپ شخصیتی ENTP دارد، هم مشاور بیزینس است هم آموزش اینستاگرام میدهد هم ساز میزند هم آواز میخواند و هم مدرس MBTI است البته تا اینجایش را میدانم باید ببینم جدیدا دست به چه کاری زده است!!

اما Ni چطور؟ آنها هم تنوع را دوست دارند اما دلیلش فرق میکند. شهودی های درونریز برای اینکه بیشتر بدانند، تا به شخصیتی بهتر و بالاتر تبدیل شوند و به هدفشان برسند به سراغ مطالب جدید میروند. در واقع شهودی های درونریز خیلی هدفمندتر از شهودی های برونریز اطلاعات کسب میکنند و به سراغ کارها میروند.

شهودی های برونگرا معمولا افرادی هستند که چون علایق زیادی دارند، سعی میکنند تمام آنها را امتحان کنند و از هر چیز اطلاعات کمی دارند. در واقع اطلاعات آنها گسترده است و در مورد چیزهای زیادی کمی میدانند.

اگر میخواهید خوب فرقشان را بدانید فکر کنید که شهودی درونریز (Ni) یک تک تیرانداز است که اسلحه ای دوربین دار دارد (sniper) و مدام در زندگی هدفش را میبیند و هر چیزی خارج از محدوده دیدش (دوربینش) باشد برایش بی معنیست. به همین دلیل همه چیز را به هدفش ربط میدهد. همه اطلاعاتی که ورود پیدا میکنند هرچند بی ربط باشند، اما باید به هدفش ربط داشته باشد تا توجه نشان دهد و اگر نتواند به هدفش ربط بدهد به آنها توجه نشان نمیدهد. حال شما به او پیشنهاد میلیاردر شدن در کاری را بدهید، او به راحتی رد میکند زیرا هدفش را میشناسند فقط !!

اما شهودی برونریز(Ne) تفنگ وینچستر(شات گان) در دست دارد که نیازی به نشانه گیری خاصی ندارد و ده ها هدف را همزمان هدف قرار میدهد. پس اطلاعات به خودی خود جذابند و نیازی نیست صرفا به هدفش مرتبط باشند. ضمن اینکه ممکن است مدام هدف تغییر کند. او از بازی با احتمالات لذت میبرد و از رؤیا پردازی هایی که در سرش میپرواند در اثر ورود این اطلاعات جدید لذت چندانی نصبیش میشود.

 

شهود برونریز و شهود درونریز
شهود برونریز و شهود درونریز

 

مثالی دیگر این است: یکی از دوستان من که تیپ شخصیتی ENFP دارد به او توصیه کردم هیچ مسئله ای ندارد یکم خود را پایبند کند و مدتی را در موضوعی مشخص اطلاعات جامعی را کسب کند اما پس از مدتی نتوانست جلوی خودش را بگیرد و در عرض 3 ماه در 3 موضوع تا 4 موضوع مختلف گفت تخصص کسب کرده است و آنها را تدریس میکرد و قیافه من این لحظه دیدنی بود (تیپ شخصیتی من INFJ است)

همچنین شهودی های برونریز توانایی اینکه بخواهند کارهای نصفه کاره زیادی را داشته باشند دارند. آنها به شدت مغزشان دچار پرش میشود و اهمال کاری زیادی دارند. دلیل این پرش های مغزی را پروفسور داریو ناردی در کتاب علوم اعصاب تیپ های شخصیتی نشان داده است

 

شهود برونریز، مدل مغزی ENFP و ENTP
شهود برونریز، مدل مغزی ENFP و ENTP

 

مدل مغزی Ne:

تیپ های شخصیتی که از کارکرد Ne استفاده کردند در مدل مغزی خود از مدل مغزی درخت کریسمس استفاده میکنند. درخت کریسمسی را تصور کنید که تعدادی لامپ دارد و هر لامپ آن یک رنگ و هر رنگ بدون توجه به لامپ های دیگر و بدون نظم و ترتیب خاصی روشن و خاموش میشود. مغز Ne ها به همین شکل است. قسمت های مختلف نئوکورتکس شان روشن و خاموش میشود. در واقع میتوان گفت مثل لشگری بدون فرمانده میمانند که به جنگ چیریکی ای میروند (انجام وظیفه یا اجرای برنامه روزانه شان)

اتفاق دیگری که در مغز آنها می افتد این است که این کارکرد اطلاعاتی را که از طریق حواس 5 گانه وارد میشود بدون توجه به اینکه این اطلاعات به یک جای خاص مغز مربوط است، تمام مغزشان و هر کدام به یک ساز حداگانه ای به این اطلاعات واکنش نشان میدهند. فرض کنید به یک Ne میگویید “سگ” او به جای اینکه ابتدا تصویر سگ را به یاد بیاورد، ذهنش ممکن است حول “وفاداری” بچرخد!!

اگر میخواهید از این مدل کریسمس مغزی استفاده کنید بازی “اسم فامیل” را انجام دهید یا بنشینید و در مورد یک موقعیت به احتمالات مختلف فکر کنید، ضمن اینکه نمیتوانید Ne ها را در بازی اسم فامیل شکست دهید!! (شهود درونریز از مدل ذهنی “ذن” استفاده میکرد)

 

این موضوع هم زمان هم مثبت و هم منفی است:

  1. اهمال کاری: فرض کنید که یک Ne میخواهد کاری را انجام دهد، مغز او مثل درخت کریسمس شروع به فعالیت میکند و هر قسمت یک خواسته ای دارد و هیچ خواسته ای هم در جهت خواسته ی دیگر نیست و این موضوع باعث میشود Ne ها معمولا اهمال کارهایی خفن باشند.
  1. تمرکز: وقتی معزشان چنین دچار پرش های بی وفقه است چطور میتوانند متمرکز باشند؟ این سخت ترین کار دنیاست برای یک Ne که بخواهد تمرکزی قوی داشته باشد. آنها کمتر از همه تیپ های دیگر میتوانند متمرکز شوند و برای غوطه وری آنها در کاری باید سال ها آن کار را انجام دهند تا بتوانند غوطه وری در کاری را تجربه کنند و از تمرکز بالا بهره ببرند.
  1. خلاقیت: معنی خلاقیت چیست؟ اگر خلاقیت را ربط بی ربط ها به هم معنی کنید میتوان گفت Ne ها بسیار خلاقند چون جا های مختلف مغزشان برای یک موضوع فعال است پس به آسانی و به سرعت بی ربط ها را به هم ربط میدهند. آنها هر چیزی را که میبینند به موضوع همجوار دیگر فکر میکنند این موضوع را contextual-thinking-trans میگویند. هرچیزی را به چیز دیگری ربط میدهند و این اتفاق خیلی سریع رخ میدهد
  1. سرعت فکری بالا: افکار آنها هجوم می آورند و برای اینکه بخواهند صحبت کنند باید به سرعت افکار را بیرون بریزند….یکی پس از دیگری… و خیلی وقتها افکارشان به نظر بی ربط میرسند، چرا که نواحی مختلف مغزیشان فعال است به همین دلیل معمولا میبینید Ne ها صحبت هایشان نصفه کارست و خیلی از این شاخه به آن شاخه میکنند، اگر یک فرد حسی باشید و پای صحبت هایشان بنشینید سخت است متوجه شوید که چه میگویند!!!

 

سؤال: در یکی از کلاس هایم وقتی داشتم این موضوع را توضیح میدادم یکی از شاگردها گفت من شهود درونریز دارم (ENTJ بود) ولی میتوانم بی ربط های زیادی را به هم ربط دهم دلیلش چیست؟

پاسخ: شهودی های برونریز این کار را بدون اراده و در لحظه انجام میدهند مخصوصا دو تیپ ENFP و ENTP ولی یک شهودی درونریز اطلاعات باید برایش ته نیشن شوند به ناخودآگاه برود و سپس ممکن است بعد از 2 روز بتواند متوجه شود این موضوع به یک موضوع دیگر(در راستای هدفش) ربط دارد. در واقع حول محوری یک موضوع خاصی که ذهنشان مدت هاست درگیر است این کار را انجام میدهند اما شهود برونریز کلا هرچیزی را در ذهنش به هرچیز دیگری به صورت آنی ربط میدهد به همین دلیل هم انسان های شوخ طبع و خلاقی هستند.

 

“داستانی از یک INFP: یکی از دانش جوهای من بعد از مدتی به من پیغام داد شب آنقدر به موضوعات مختلف فکر میکنم که به نظر میرسد کاسه مغزم سر میرود و دیگر گنجایش فکر ندارد. دوست دارم مثل دندان مادر بزرگم مغزم را در بیاورم و آن را در لیوان آب بزارم. ( هم ربط بی ربط، هم نشان از پرش و فعالیت نواحی مختلف مغزی به موقع خواب در این جمله وجود دارد.)”

 

دنیای درونی یا دنیای بیرونی؟

دراین قسمت و برای توضیح دادن این موضوع مجبوریم بازهم به تفاوت شهود برونریز و شهود درونریز نگاهی بیاندازیم. در کارکرد Ni ما میدانیم بیش از اینکه به دنبال موقعیت های جدید باشد او به دنبال معانی و دلایل زیربنایی هر چیزی است، شهودی های درونریز بیشتر به دنیای درونیشان نگاه میکنند آنها عاشق شناخت و احتمالاتی هستند که مربوط به درون خودشان و انسان ها است. آنها میخواهند اصول زیربنایی را پیدا کنند.

اما Ne بیشتر دیدش به سمت موقعیت ها و پتانیسل هایی است که در جهان اطرافش وجود دارد. همانطور که در اول مطلب گفته شد بیشتر منبع آنها دنیای بیرون است. آنها شاید خیلی جذب معانی و دلایل زیربنایی که در زیر هر موضوعی در جریان است نشوند اما میخواهند دنیای بیرون را کشف کنند. آنها الگوهای مختلف را برای موضوعات مختلف میخواهند هر چند که این الگوها خیلی عمیق و زیربنایی نیستند. شهودی های درونریز به زیر بنا فکر میکنند ولی شهودی های برونریز به موضوعات همجوار فکر میکنند.

Ne ها بیشتر زندگی رنگارنگی دارند و بیش از شهودی های درونریز اهل خوش گذرانی هستند. البته هیچ منبع علمی ای برای این موضوع پیدا نکردم اما این را به چشم میتوان دید. شهودی های برونریز توانایی صحبت در مورد موضوعات و مسائل متفاوت را دارند اما شهودی های درونریز در مورد موضوع مورد علاقه و عمق آن مطلب میخواهند صحبت کنند.

 

“شخصیت Ne بر اساس نبوغ و قوه ابتکارش شناخته میشود اما شخصیت Ni بر اساس بینشی که برای خود دارد و درکی که سعی میکند از فهم مفاهیم زیر بنایی هر چیزی که شناخته میشود پیدا کند “

“هر دو سؤال میپرسند اما شهود درونریز(Ni) میپرسد چرا و شهود بروریز(Ne) میپرسد چه میشود اگر…؟”

 

بیایید چند شخصیت بزرگ تاریخ را باهم مقایسه کنیم تا بهتر به این موضع پی ببریم:

 

آلبرت اینشتین (INTP = Ne+Ti)

“من استعداد خاصی ندارم فقط اشتیاقی فراوان برای کنجکاوی ام دارم”

کنجکاوی فراوان از یک Ne بر می آید که بخواهد همه چیز را بداند ولی شاید به دنبال جوابی خاص هم نباشد

“ما باید زبان جهان هستی (طبیعت) را فرا بگیریم”

یاد گرفتن زبان جهان هستی نشان از کنجکاوی یک Ne برای شناخت جهان بیرون از خود دارد

 

نیکولاس تسلا (INTJ= Ni+Te):

“اگر نفرت درون شما میتوانست به نیروی برق تبدیل شود میتوانست کل جهان هستی را روشن کند”

نفرت یکی از احساسات درونی انسان است و همانطور که میبینید با اینکه یک فیزیک دان است اما به درونیات یک انسان علاقه مند است و این یعنی Ni که دوست دارد آگاه باشد تا خودش را به ورژنی بهتر از خودش تبدیل کند

“صلح فقط در صورتی پدید می آید که جهانیان آگاه شوند”

در اینجاه هم یک فیزیک دان باز از آگاهی درونی صحبت میکند که نشنان از Ni دارد و فهمیدن برای تبدیل به ورژنی بهتر از خود شدن

 

لئوناردو داوینچی: (ENTP= Ne+Ti)

“طبیعت منبع تمام دانش های حقیقیست او منطق و قوانین خود را دارد معلولی بدون علت بوجود نمی آورد، چیزی را بدون ضرورت نمی آفریند”

دوباره یک Ne و صحبت در باره جهان اطراف و تلاش برای تفسیر و شناخت آن و در نظر گرفتن احتمالات

 

گاندی : (INFJ= Ni+Fe)

“خودت آن تغیری باش که میخواهی در دنیا ببینی”

یک شهودی درونریز دیگر و صحبت در مورد درونیات انسان و آگاهی درونی

 

شهود برونریز چگونه از یک موضوع را میفهمد؟:

فرض کنید که یک شهودی برونریز میخواهد در مورد یک پیاز تحقیق انجام دهد، او پیاز را میبیند و لایه اول را جدا میکند، آن را مطالعه میکند سپس احتمالاتی حول ذهنش میچرخد، درون پیاز را حدس میزند و به خود میگوید من پیاز را فهمیدم و به سراغ میوه بعدی میرود.

شهودی های برونریز (Ne) ها اطلاعات ناقص زیادی دارند و معمولا بی پروا و پراکنده اطلاعات را کسب میکنند از شهودی های برونریز زیادی شنیده ام که میگویند ما کتاب را نصفه میخوانیم اما همان نصفه و یا چند فصل را خوب میخوانیم. آنها حال و حوصله دسته بندی اطلاعات را ندارند و فقط ورودی به مغزشان میدهند و به سراغ بعدی میروند.

 

احتمالات برای شهودی برونریز:

برای شهودی برونریز احتمالات گسترده وجود دارد و جهان پر از پتانسیل هایی است که میتوان از آن استفاده کرد به خاطر همین مدام ذهنشان حول احتمالات مختلفی که نه تنها برای خودشان بلکه برای همه هست میچرخد آنها به همه میتوانند ایده بدهند که چه کاری را انجام دهند. میتوانند پتناسیل های جهان اطراف را ببینند چون منبع شهود دنیای بیرون است.

دقت کنید که برای شهود درونریز جهان در یک احتمال و یک آینده خلاصه میشود و آن هم احتمال و آینده خودشان است. یک موضوع یک هدف و زندگی یعنی همین. به همین دلیل به آنها خیلی وقتها کله شق گفته میشود و به شهودی های برونریز از این شاخه به آن شاخه نکن گفته میشود.

 

استعدادهای این کارکرد:

ENFP: ادای بقیه را در آرودن، جوری رفتار کردن انگار که (بازیگری)….، انگیزه بخشی به دیگران برای آنچه خودشان باور دارند خوب است، ایده پردازی، یادگیرندگانی سریع، شوخ طبعی، ارتباط گرفتن، خلاقیت، شروع کننده

ENTP: تصمیم گیری و استراتژی های مختلف چیدن برای احتمالات مختلف که میتوان در یک موقعیت دید، سبک سنگین کردن های احتمالات زیاد، دیدن از زویای دیگر که کمتر کسی میبیند، مذاکره و مجادله در بحث ها (سرعت بالای فکر کردن)، خلاق، شروع کننده

 

چطور با Ne ها رفتار کنیم؟

  • دوست دارند اطلاعات زیادی را همزمان وارد مغزشان کنند و زیادی توی این زمینه بازیگوشی میکنند پس اجازه بدید تنوعشون رو داشته باشند
  • بهشون نگید از این شاخه به اون شاخه میکنی چون به سرعت علایقشان تغییر میکند و از کاری به کار دیگر میروند
  • توی صحبت هاتون از استعاره استفاده کنید و براشون دوتا موضوع رو قیاس کنید تا لذت ارتباط با شما رو ببرند
  • صحبت های خشک و خیلی رسمی رو دوست ندارند
  • از موضوعات مختلف صحبت کنید و روی یک موضوع متمرکز نشید
علی زنگویی

علی زنگویی

به دیگران کمک میکنم تا در مسیر پر پیچ و خم زندگی با یادگیری مهارت های ضروری زندگی و خودشناسی، رابطه و زندگی خود را دگرگون کنند

این پست دارای 10 نظر است

  1. سید پوریا ارامی

    سلام اقای زنگویی عزیز
    خواستم بدونم کتاب هایی رو میشناسین که به صورت مفصل راجب کارکرد های روان شناختی توضیح بده
    حالا اگر به فارسی ترجمه شده باشه چه بهتر

    مرسی

  2. سید پوریا ارامی

    منظورم کارکرد های روان شناختی یونگ نه mbti

    1. علی زنگویی

      سلام وقتتون بخیر جناب ارامی، من هیچ کتابی ندیدم که در مورد کارکرد های روانشناختی توضیح داده باشند (درمنابع فارسی) البته کتاب تکنیک های شخصیت خوانی کتاب خوبیه ولی خیلی خیلی مختصر هست. تنها کتاب عالی ای که دیدم و غیر از چیزهای تجربی، علمی هم توضیح دادند کتاب neuroscience of personality از آقای dario nardi هست که فارسی ترجمه نشده. ضمن اینکه این مقاله ای که میبینید حاصل دو سال مقاله خوندن و زیرو رو کردن کانال های یوتیوبی مختلف و خوندن کتاب های مختلف (فارسی و انگلیسی) و تجربه شخصی خودم هست مطمئن باشید که هیچ کجا چنین مطالبی در مورد کارکردهای روان شناختی پیدا نمیکنید (حتی در منابع خارجی).

    2. نسترن

      سه ساله دارم درباره mbti و فانکشن ها مطالعه میکنم، هنوز حس میکنم هیچی بلد نیستم..
      مغز انسان خیلی پیچیده ست..

  3. سید پوریا ارامی

    مرسی از پاسخ گوییتون
    مواجهه با اثار مستقیم خود یونگ چی؟
    در مورد کارکرد های روان شناختی

    1. علی زنگویی

      از آثاری که واقعا از نظریه یونگ الهام گرفته باشند من کتاب “تیپ های شخصیتی: مدل تیپ شناسی یونگی ” از داریل شارپ رو پیشنهاد میکنم ولی فهمش کمی نیاز به دانش MBTI خوب و سطح بالایی داره

  4. لیزا

    سلام. ممنون از مقاله تون. من یه سوال داشتم. اولای مقاله توضیح دادید که Ne بیشتر در دو تیپ شخصیتی دیگر نسبت به intp و infp مطرح هست. این نکته مهمی بود برای من. با توجه به کلیت شخصیتی که من دارم در دسته intp قرار میگیرم(البته اصلا در نقش تیپ شخصیتی فرو نمیرم و به رشد ابعاد مختلف شخصیتی و فکری و ورژن جدید اهمیت میدم و برای درک بهتر به از این نتیجه استفاده میکنم). اما از لحاظ شهودی تشابهات بیشتری با Ni داشتم. کارکردن شهود برون ریز در intp ها به شهود درون ریز نزدیکتر هست؟ یا بهتر بگم میشه گفت برآیندی از Ni و Ne هست؟

    1. علی زنگویی

      درود بر شما.
      فکر میکنم دلیل سوالتون این باشه که از جهاتی ti و Ni در خیلی از موارد شبیه به هم هستن
      اما ti خیلی دقیق تر و با آنالیز های با حوصله و منطقی تر از ni عمل میکنه
      هردو به شدت به دنبال دانش هستند اما ni بیشتر به دنبال پیدا کردن الگوهای کلی زیربنایی و وصل کردن اونهاست
      و ti به دنبال دقت در تک تک الگوها و بعد چک کردن به لحاظ منطقی هست (زیر و بم مسائل رو کامل چک میکنه) و ne بیشتر برای intp کمک میکنه
      که موقعیت های مختلف رو ببینه.

  5. مهسا

    سلام خیلی عالی بودن مطالبتون واقعا روون و قابل فهم بود.
    یه سوال داشتم میتونیم از مطالبتون در کانالمون (پیامرسان ایتا) با ذکر منبع سایت شما استفاده کنیم؟

    1. علی زنگویی

      درود بر شما بله با ذکر منبع هیچ اشکالی ندره

دیدگاهتان را بنویسید