کارکرد حسی درونریز (Si)

در این قسمت از سری مقاله های کارکردهای هشت گانه MBTI میرسیم به قسمت سوم و کارکرد حسی درونریز یا Si و سعیم را میکنم تا در این مقاله اطلاعات خوب و جامعی در اختیار شمایی که میخواهید si را بشناسید یا اینکه خودتان Si هستید قرار دهم.

طبق معمول ابتدا در مورد کارکرد حسی درونریز توضیحی کوتاه میدهم و سپس به رفتارهای معمول، علوم اعصاب (neuroscience) اشاره میکنم و در آخر به اینکه بهتر است چطور با آنها رفتار کنیم میپردازم پس با من همراه باشید.

 

حسی درونریز یا (Si) چیست؟

حسی درونریز یا Si از دو حرف “S” و “i” تشکیل شده است. “S” نشان گر ترجیح اطلاعات حسی است، حسی بودن یعنی: به آن دسته از اطلاعاتی توجه نشان میدهیم که بتوان آنها را با حواس ٥ گانه مان درک میکنیم. جمع آوری اطلاعات را میتوان به معنی نحوه ی درک ما از جهان هستی دانست،  و اندیس<i> نشان گر درونگراییست و درونگرایی در یک جمله یعنی به جای گستردگی و پراکندگی، ترجیح فرد عمیق شدن و متمرکز بودن روی یک موضوع است، زندگی رنگ و بویی درونی به خود دارد و مستقل از جهان بیرون عمل میکند (بیش تر از یه جمله شد!)

(Si) کارکرد اول تیپ های شخصیتی ISFJ و ISTJ است و کارکرد دوم تیپ های شخصیتی ESTJ و ESFJ است. همانطور که میدانید در شخصیت شناسی MBTi وقتی که کارکردهای هشت گانه را بررسی میکنیم اندیس <I> و اندیس <E> منبع هستند و نشان میدهد که کارکرد های حس (S)، شهود (N)، فکر (T) و احساس (F) را از کجا میگیریم و به کجا هدایت میکنیم و چه جهانی برایمان در استفاده از آن کارکرد مهم است؟

پس الان واضح میشود که کارکرد حسی درونریز (Si= S + I) یعنی اطلاعات عمیق و دقیقِ قابل اعتمادی که با حواس 5 گانه خود، از درونمان (منبع) دریافت میکنیم و در روان انسان عمق میگیرد. اما مگر میشود ما اطلاعات قابل لمس را از درونمان بگیریم؟  به پاراگراف بعد بیاید تا پاسخ را دریافت کنید

سؤال خوبی است، حسی های درونریز اطلاعات محیط اطراف را با دقت وارسی میکنند سپس آنها را به درون خود میفرستند (همان لحظه چیزی نمیگویند) و اجازه میدهند آن اطلاعات قابل لمس و قابل اعتمادی که به چشم دیدند و یا با حواس 5 گانه شان درک کرده اند، عمق بگیرند (برای چند وقت) و سپس در جای لازم استفاده کنند در واقع در جای لازم بدون توجه به واقعیت کنونی به گذشته و تجربه گذشته شان فقط اعتماد میکنند، در ادامه بیشتر توضیح میدهم.

 

حسی درونریز (Si) و حافظه
حسی درونریز (Si) و حافظه

 

حافظه و حس های درونی Si ها:

همانطور که گفتم در این کارکرد حس نشان از حواس ٥ گانه است و اندیس درونگرایی دارد، این یعنی که حسی های درونریز به خوبی میتوانند حس های بدنی خود را تشخیص دهند برای مثال دقیقا میدانند کجای بدنشان درد است دقیقا کوچکترین کسالت ها را در بدنشان تشخیص میدهند حال کارکردی مثل شهود درونریز (Ni) که کاردر اول دو تیپ INFJ و INTJ است، شاید 2 روز سردرد داشته باشد، یا حتی گرسنگی زیادی را تحمل کند ولی متوجه نباشد!! چرا که Si در خود آگاهی آنها حضور ندارد.

اینکه میگویم منبع حواس 5 گانه حسی های دورنریز، درونشان است یعنی مدام ذهنشان حول تجارب قابل لمس، بوئییدن، شنیدن، دیدن و لمس کردنی است که در گذشته تجربه کرده اند به همین دلیل هم آنها حافظه خوبی دارند. آنها مدام تجاربشان را مرور میکنند. همچون دوربین عکاسی ای هر اطلاعت دقیقی را که به کارشان می آید ثبت و ضبط میکنند و سپس این تصاویری که ثبت و ضبط شده اند و این اطلاعات دقیق بایستی عمق بگیرند، در واقع همان لحظه درباره آن اطلاعات صحبتی نمیکنند ولی بعد در جایی که شما اصلا انتظارش را ندارید آنها درباره آن اطلاعات صحبت میکنند

در واقع در ارتباط با آنها محتاط باشید چرا که هر چیزی که امروز میگویید فردا در دادگاه علیه شما به کار میرود. داریو ناردی در کتاب علوم اعصاب و تیپ های شخصیتی متوجه شد تیپ هایی که دارای حسی دورنریز (Si) در کارکرد اول خود هستند یعنی ISFJ و ISTJ وقتی میخواهند واقعه ای را به یاد بیاورند وارد مرحله ی غوطه وری میشوند

آنها آنچنان داستانی را برای شما تعریف میکنند که شما هرگز فکر نمیکنید آنجا نبوده اید، این دو تیپ وقتی چشمانشان را میبندند هرآنچه که به آن توجه کرده اند را با تمام جزئیات به یاد میآورند.

 

گذشته مرجع  حسی های درونریز است:

باید به این نکته دقت کنید که برای حسی های درونریز گذشته مرجعی معتبر است آنها هر اتفاقی را که در محیط اطراف رخ میدهد یا  هر واقعه ای را که میبیند با گذشته مقایسه میکنند و کاملا متوجه تغییراتی که در محیط اطراف و جهان امروزی رخ میدهد هستند. آنها هموراه گذشته را با لحظه ی حال مقایسه میکنند.

 

” چند وقت پیش همراه پدرم ساعت 5 بعد از ظهر از شیراز به سمت بوشهر در حرکت بودیم که ناگهان دیدم ماشینی از سمت راست سبقت گرفت من به عنوان یک شهودی درونریز به این موضوع فکر میکردم که روان انسان به چه شکل است؟ چرا بعضی ها اینقدر متفاوتند؟ آیا در حال قضاوت آن فرد هستم؟

اما پدرم در همان لحظه به یک باره شروع کرد به تعریف خاطره ای در باره دوران جوانی اش که یک بار با ماشینی به شیراز آمده بود و این جاده خاکی بوده ولی با این وجود تصادف میکنند او آنچنان این داستان را تعریف کرد که من در کلماتش گم شده بودم و خودم را دقیقا در آنجا میدیدم”

 

گذشته و آینده برای حسی های درونریز
گذشته و آینده برای حسی های درونریز

 

آینده و گذشته:

اگر کارکرد si در کارکرد اول باشد شهود برونریز(Ne) در کارکرد آخر قرار میگیرد پس طبیعتا شهود برونریز به صورت منفی در دو تیپ شخصیتی ISFJ و ISTJ نمایان میشود. خوب این موضوع را اجازه بدید شفاف کنم.

تیپ های شخصیتی ای که کارکرد Si یا حسی درونریز دارند میخواهند خود را در برابر اتفاقات بد احتمالی آینده محافظ کنند. آنها محیط را میبینند، اطلاعات موجود در محیط را به دقت وارسی میکنند ولی در پس زمینه هر اتفاقی احتمالات منفی ای که محتمل است را هم در نظر میگیرند. آنها مدام حال را با گذشته مقایسه میکنند تا بتوانند آینده را پیش بینی کنند.

در واقع لحظه ی حال را با مرجعشان که گذشته است مقایسه میکنند سپس نگران آینده میشوند. داریو ناردی متوجه شد که در اسکن مغزی Si ها منطقه ای که به ما کمک میکند تا لحظه حال را برای آینده فرافکنی کنیم فعال است، در واقع Si ها به آینده فکر میکنند اما نه به شکل شهودی هایی که تصاویر کلی را میبینند و به دنبال آن راه می افتند بلکه به این شکل:

“وظایف چه بودند؟ نقشه چه بود؟ کجای نقشه مان هستیم؟ به کجا میخواهیم برویم؟” و در این مسیر مدام به احتمالات منفی هم فکر میکنند تا بتوانند ایمن تر در این مسیر حرکت کنند. همچنین آنها توانایی تصویر سازی را به خوبی دارند اما این مورد به صورت منفی در روان آنها اتفاق می افتد، این جمله مختص کارکرد های Si است:

 

“هر آنچه در گذشته رخ داده است بازهم در آینده رخ خواهد داد”

 

با این نگرش پس طبیعی است که به تجربیات خود خیلی خیلی متکی باشند تا بتوانند برای آینده ای که خطرناک است کاری کنند. آنها هر اطلاعاتی را درونریزی میکنند حتی برخی از اطلاعاتی که ممکن است به دردشان نخورد، چرا که به هر حال آینده و احتمالات آن مشخص نیستند و خطرناک است.

 

” به نظر میرسد که حسی های درونریز گوی جادویی در دست دارند و مدعی میشوند که آینده را میبینند”

 

جزئیات  برا Si ها مهم هستند:

برای حسی های درونریز توجه به جزئیات خود به خودی رخ میدهد آنها بدون تلاش به حزئیات هر اتفاقی که در محیط در حال رخ دادن است توجه نشان میدهند، مثل دوربین عکاسی ای هستند که اطلاعات دقیق را از محیط جمع میکنند.

 

“دوربین موبایلتان را در بیارید و منظره ای را در کادر تصویر خود قرار دهید، سپس انگشت خود را روی صفحه بزنید تا نقطه ای مشخص را برای شما واضح کند و بقیه صفحه را تار کند، حسی های درونریز به این شکل اطلاعات را میگیرند و مثل اشعه X آنچه که برایشان مهم هست را اسکن میکنند و به حافظه میسپارند تا در جایی که لازم شد آن را به یاد بیاورند “

 

آنها ممکن است همان لحظه حرفی نزنند سپس در جایی که دقیقا انتظارش را ندارید به یک باره شما را با اینکه در چه مکانی، چه ساعتی، چه کاری، چطوری با چه لباسی پوشیده بودید و چه حس و حالی داشتید شگفت زده میکنند و شما جوابی ندارید چون معمولا فکر میکردید که آنها یا ندیده اند یا برایشان مهم نبوده!!

این جزئی نگری و دقت از آنها افرادی دقیق و مسئولیت پذیر میسازد. اما از طرفی ممکن است از آنها انسان هایی کینه ای هم بسازد که نتوانند برخی از چیزها را از ذهن دورکنند و به کوچکترین حرکات حساس شوند.

 

امنیت و قابل اعتماد بودن:

حسی های درونریز روی دو جمله متمرکز هستند “قابل اطمینان و اعتماد بودن”  و “استاندارد باشد و جوابش را پس داده باشد” از این دو جمله مشخص است که آنها خیلی اهل ریسک های آنچنانی نیستند، آنها به امنیت بهای زیادی میدهند.

Si ها به سمت چیزهایی میروند که در زندگی کاملا امتحانش را پس داده باشد، همانطور که میدانید کارکرد های Si همان مشرب Sj ها محسوب میشوند و نیاز شماره یک Sj ها امنیت و قابل اطمینان بودنِ هر کاری است آنها به شدت به امنیت وابسته هستند و خیلی باید تحت فشار باشند تا به سمت کاری پر ریسک بروند مگر در سنین بالاتر که مطمئن باشند تجارب کافی دارند.

یکی از دلایلش همانطور که در بالا گفتم دیدن احتمالات منفی هر واقعه ای است، پس ترجیح میدهند که کارهای پر ریسک و پر خطر را انجام ندهند (البته کارهایی از نظر آنها پر ریسک و پر خطر هستند از نظر خیلی ها سادست و بی خطر!!)

 

روتین، ثبات و کارهای تکراری:

طبیعی است حسی های درونریز وقتی عاشق امنیت باشند قطعا ثبات یکی دیگر از علایق آنها میشود، اهل تغییر نیستند و بیشتر به سمت تجربه های تکراری خود روانه میشوند. حسی های درونریز الکی از چیزی خسته نمیشوند آنها اتفاقا عاشق کارهای تکراری هستند و به سختی حاضرند از کاری که همیشه به روشی خاص انجام میداده اند دست بردارند و آن کار را به روشی جدید انجام دهند.

 

“مادرم وقتی آشپزی میکند هرچه به او اصرار میکنم خوراک را به شیوه ای که هم برای خودت آسان تر و هم برای من مفید تر و مقوی تر است درست کن، اول موافقت میکند ولی باز هم به همان شیوه قبل کارش را انجام میدهد و سپس رو به من میکند و میگوید هر چیزی رسمی دارد”

 

عاشق روتین و ثبات هستند آنها به خوبی از پس کارهایی که به طور مداوم باید انجام بپذیرند برمی آیند، به خوبی میتوانند قبض های خانه و آب و برق را پرداخت کنند به موقع آب ماشین و روغنش را عوض کنند و یادتان باشد برای شهودی ها این کارها دیوانه وار خسته کننده و انرژی گیرنده است.

 

سنت و سلسله مراتب برای حسی های درونریز
سنت و سلسله مراتب برای حسی های درونریز

 

سلسله مراتب اجتماعی و خانوادگی:

حسی های درونریز عاشق سلسله مراتب اجتماعی، سلسله مراتب خانوادگی و هر جا که سلسله مراتبی باشد هستند. همچنین به شدت به اجتماع اهمیت میدهند اینکه جایگاه اجتماعی آنها کجاست؟ قوانین اجتماعی چیست؟ آنها هم خودشان از قوانین اجتماعی به خوبی پیروی میکنند و هم از شما میخواهند که به همان شیوه ای که قوانین حاکم بر جامعه وجود دارد کارها را انجام دهید و معمولا از اینکه به جامعه شان خدمت کنند لذت میبرند.

در مغز آنها قسمتی که مسئول تنظیم رفتار ما بر مبنای جمع و جامعه است به شدت فعال است، این قسمت مسئول ایجاد شرم در ما است وقتی ما مثل جمع نباشیم و پذیرفته نشویم این قسمت فعالیتش را به یک باره زیاد میکند، در نتیجه حسی های درونریز مدام به این فکر میکنند چطور مورد قبول جامعه قرار گیرند؟ این موضوع برایشان بسیار مهم است.

 

“دوست من که تیپ شخصیتی ESTJ دارد موقع ازدواج برای مشورت به سراغ خان عمو و خان دائیش رفت و این نشان از اهمیت و احترام آنها به سلسله مراتب خانوادگی دارد”

 

حسی های درونریز عاشق خانواده هستند آنها همیشه به سمت خانواده خود گرایش دارند و به نام و نشان خانوادگیشان به شدت اهمیت میدهند. حتی دیده شده در بعضی مواقع نام خانوادگی و عابرو را بیش از خود فردی که در خانواده شان است برایشان اهمیت دارد.

 

وظیفه شناسی:

چیز دیگری که حسی های درونریز در آن استاد هستند مسئولیت پذیریست آنها افرادی به شد مسئول هستند که وظایفشان را به خوبی انجام میدهند. داریو ناردی در کتاب علوم اعصابش چنین میگوید:

 

“حسی های درونریز وقتی عملی را که هماهنگ با تجارب قبلی (جدید نباشه) و هماهنگ با مشق شبشان است (مسئولیتی که به عهده گرفته اند) انجام میدهند نزدیک به حالت غوطه وری میشوند”

 

یادگیری حسی های درونریز:

رسیدیم بر سر مطلب مورد علاقه من اینکه حسی های درونریز چطور یاد میگیرند. این قسمت به این دلیل مهم است که زندگی از دید من یعنی یادگیری پس مهم است بدانیم که هر تایپ شخصیتی چطور یاد میگیرد، حسی های درونریز سلطان ساخت مسیر عصبی در مغزشان هستند.

وقتی که شما کاری را به طور مداوم انجام میدهید در مغز شما اتفاقاتی می افتد که بتوانید آن کاری را که دارید به صورت مداوم انجام میدهید آسان و آسان تر انجام دهید ما به این فعل و انفعالات مسیر عصبی میگوییم. حسی های درونریز از آنجایی که تکرار را دوست دارند پس طبیعی است که از نظر مغز، یادگیریِ صحیح را فقط حسی های درونریز انجام میدهند چرا که مدام تکرار میکنند و خسته نمیشوند. در مقابل این نوع یادگیری از نظر مغز، شهودی هایی وجود دارند که اهل تکرار نیستند و بیشتر فقط میفهمند و رد میشوند

 

مغز شهودی ها از آنها سؤال میپرسد :” تکرار کو؟ مسیر عصبی کو؟ فکر میکنی خیلی الان بلدیم؟ از نظر من (مغز) یادگیری یعنی مسیر عصبی که از تکرار به دست میاد، یکم از حسی های درونریز یاد بگیر!”

 

نکته دیگه ای که باید بدانیم در مورد حسی های درونریز این است که آنها برای یادگیری هر مطلبی نیاز به زمان و آزمون و خطا دارند. البته هر انسانی به این موضوع نیاز دارد اما حسی های درونریز به این موضوع نیاز بیشتری دارند، آنها تا تمرین و تکرار نکرده اند و مسلط نشده اند خودشان قبول نمیکنند که یاد گرفته اند.

پس اگر میخواهید که یک حسی درونریز را آموزش دهید به او فرصت خطا و تکرار بدهید، سپس به او یک رول مدل بدهید که از او تقلید کند. نیاز دوم آنها برای یادگیری داشتن یک رول مدلی است که دقیقا جا پای او بگذارند در این صورت یادگیری را برایشان ساده میکنید.

 

چطور با آنها رفتار کنیم:

  • حواس پرتی های محیط را برایشان کم کنید
  • اگر آموزشی بهشان میدهید فرصت زیادی برای یادگیری به آنها بدهید
  • جزئیات مرحله به مرحله به آنها بدهید و مرجع تقلیدی در هرکاری برایشان مشخص کنید
  • طبق بازخوردهای جامع و خود شما تنظیم میشوند پس به آنها بازخورد بدهید
  • بدانید که به سلسله مراتب اجتماعی و خانوادگی اهمیت زیادی میدهند

 

 

علی زنگویی

علی زنگویی

به دیگران کمک میکنم تا در مسیر پر پیچ و خم زندگی با یادگیری مهارت های ضروری زندگی و خودشناسی، رابطه و زندگی خود را دگرگون کنند

این پست دارای یک نظر است

  1. نسترن

    خیلی از مطلبتون ممنونم، لطفا عملکرد Si توی فانکشن های سوم و چهارم رو هم بذارید.

دیدگاهتان را بنویسید