در این قسمت از شخصیت شناسی به روش MBTI میرسیم بر سر دو قطبی دوم یعنی کارکرد های حسی و شهودی.

این کارکرد مربوط به این است که ما به روی چه اطلاعاتی در جهان اطرافمان متمرکز هستیم ؟

نحوه ی دریافت و برداشت ما از جهان هستی به چه شکل است؟

توجه کنید که این دو کارکرد در روابط عاطفی و کاری مهمترین کارکرد محسوب میشود چرا که صحبت های روزمره در زندگی حول اطلاعاتی میچرخد که ما از جهان اطرافمان کسب میکنیم. دیدما از جهان زندگی ما را میسازد و اگر به اینکه ویژگی های افراد حسی چه چیزی هست و ویژگی های افراد شهودی چه چیزی هست توجه نکنیم قطعا دچار مسئله میشویم

 

  •  افراد حسی:

افراد حسی به اطلاعاتی از جهان اطرافشان توجه میکنند که به صورت مستقیم از طریق 5 حسشان دریاف میکنند. افراد حسی به همین اطلاعاتی که از حواس 5 گانه شان یعنی: شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه و بینایی به دست می آورند اعتماد دارند و برایشان کفایت میکند

 

  • تعریف افراد شهودی:

افراد شهودی هم از طریق 5 حس خود اطلاعات را به دست می آورند اما به این اطلاعات بسنده نمیکنند و به دنبال معنای این اطلاعات هستند. وقتی اطلاعاتی را از طریق کانال های حسی شان دریافت میکنند منتظر ندای درونی خود مینشینند. شهودی ها به حرف دل و معانی پشت هر اطلاعات توجه دارند.

 

به تعاریف بالا دقت کنید فکر میکنید چه تفاوت هایی را میتواند رقم بزند؟


  • تفاوت های افراد حسی و شهودی:

 

  • افراد شهودی در گیر آینده هستند و افراد حسی در زمان حال یا گذشته:

اولین تفاوت افراد حسی و شهودی در این است که چون حسی ها به اطلاعاتی که از طریق حواس 5 گانه خود دریافت میکنند توجه دارند و به آنها اعتماد میکنند در گیر واقعیت های زندگی میشوند.

واقعیت در کجاست؟ کاملا واضح است که واقعیت همین لحظه است. حسی ها به همین لحظه توجه دارند.

افراد حسی ذهنشان درگیر آن چیزی که وجود دارد میشود

در حالی که افراد شهودی چون به اطلاعاتی که از طریق حواس 5 گانه دریافت میکنند بسنده نمیکنند و به دنبال معنا و مفهوم آن هستند ذهنشان بیشتر درگیر احتمالات است.

احتمالات در کجا قرار دارد؟ به طور واضح در آینده. آنها به آینده بلند مدت توجه دارند

افراد شهودی ذهنشان درگیر آن چیزی که میتواند وجود داشته باشد میشود

افراد شهودی ذهنشان بیشتر در آینده سیر میکند و واقعیت های روزمره زندگی را نادیده میگیرند


  • حسی ها بیشتر عمل گرا هستند و شهودی ها بیشتر ایده پرداز:

حسی ها بیشتر از اینکه بخواهند ذهنشان را درگیر آینده و احتمالات کنند درگیر همین لحظه هستند و به واقعیات توجه میکنند در نتیجه میخواهند برای لحظه کاری را در قالب عمل انجام دهند.

افراد شهودی چون ذهنشان در گیر آینده و احتمالات است مدام در حال فکر کردن به این موضوع هستند که در آینده چه کاری را میتوانند انجام دهند؟ یا چه کاری بهتر است که انجام شود و ایده های زیادی را برای آینده دارند. آنها ایده های زیادی دارند اما اینکه آیا عملی باشد یا نه مشخص نیست.

حسی ها به امروزشان فکر میکنند و شهودی ها به اهداف 5 ساله 10 سالشان نظر دارند.

در بدترین حالات ممکن است که شهودی ها تمام زندگی شان را درگیر رؤیاها باشند و کاری نکنند

در بدترین حالت ممکن است که حسی ها درگیر واقعیت ها شوند و هیچ برنامه ای برای آینده نداشته باشند.

در این مورد وقتی که افراد حسی و شهودی در مقابل هم قرار میگیرند معمولا حسی ها القابی مثل: سر خوش، رؤیا پرداز، بی مسئولیت، خوش خیال را به افراد شهودی میچسبانند

در مقابل افراد شهودی به افراد حسی القابی مثل: بدبین، منفی نگر، نادان، کسل کننده و… را میچسبانند


  • افراد حسی جزئی نگر هستند و افراد شهودی کلی نگر:

این موضوع در روابط انسانی به شدت مهم است به طوری که خیلی از افراد به خاطر ندانستن این موضوع ممکن است فکر کنند که اصلا به هیچ موجه همدیگر را نمیفهمند

افراد حسی عاشق جزئیات هر موضوعی هستند و برای اینکه بتوانند تصاویر کلی را درک کنند نیاز دارند از پائین به بالا حرکت کنند یعنی ابتدا به جزئیات نیاز دارند و آروم آروم میخواهند تصویر کلی را بسازند.

افراد شهودی عاشق کلیات هستند و نیاز به تصاویر کلی دارند. شهودی ها برای اینکه درگیر جزئیات نشوند ذهنشان را درگیر الگوهای از پیش ساخته میکنند و وقتی که شخصی داستانی را برایشان تعریف میکند سعی میکنند که الگوی کلی را تشخیص دهند به همین دلیل باید ابتدا الگوی کلی را پیدا کنند تا با صحبت های شما همراهی کنند.

بهتر است به افراد حسی ابتدا جزئیات را بگوییم و به افراد شهودی کلیات را بگوئیم.

به داستان زیر دقت کنید:

“من و دوستم داشتیم از کنار خیابان رد میشدیم که دوستم به من گفت اگر موافقی برویم در این گلخانه و کمی گل ها را تماشا کنیم. وقتی که وارد گلخانه شدیم من متوجه اتمسفر، و فضای زیبای آنجا شدم و به تصویر کلی دقت میکردم و به خودم میگفتم که روزی گلخانه ای خواهم زد.

دوستم که فردی حسی است درگیر رنگ گلبرگ های گلها و شاخ و برگشان شده بود. او گلها و گیاهان را لمس میکرد و درگیر جزئیات آن گلخانه بود”

در مثال بالا کاملا مشخص است که افراد حسی و شهودی تفاوت های با هم دارند. افراد حسی و شهودی تفاوتشان را در هر لحظه از زندگی میتوان مشاهده کرد.


  • اگر به افراد حسی جزئیات را نگوئیم چه میشود؟

معمولا وقتی که افراد شهودی شروع به تعریف یک قضیه یا اتفاق میکنند سعی میکنند ابتدا تصاویر کلی را بگویند و تمام!!! و از روی جزئیات مطلب پرش میککنند. در این واقع معمولا افراد حسی گیج میشوند و شروع به سؤال کردن از جزئیات داستان میکنند تا از جزئیات سر در بیاورند

افراد شهودی معمولا در این مواقع فکر میکنند که یا فرد حسی به آنها اعتماد ندارد یا اینکه او فردی گیراست که قصد فضولی کردن در کار مرا دارد و یا اینکه او هیچ چیزی را نیمداند!!

  • اگر به افراد شهودی چیزی را از کلیات در همان ابتدا نگوئیم چه میشود؟

معمولا افراد شهودی به هنگام صحبت کردن منتظر هستند که الگوی کلی را تشخیص دهند و اگر نتوانند در همان ابتدا الگوی کلی را تشخیص دهند و نتوانند تصویر کلی را حدس  بزنند، از اینکه طرف مقابل جزئیاتی میدهد که به دردشان نمیخورد دلسرد شده و دیگر گوش نمیدهند! چه فایده دارد که جزئیاتی به درد نخور به من میدهی؟

برای مثال فرد حسی میخواهد داستانی را تعریف کند که روز قبل حالش بد بوده و کمی احساس افسردگی داشته است. او شروع به دادن جزئیات میکند و از جز به کل حرکت میکند:

معمولا در اینجور مواقع افراد حسی داستان را به این شکل شروع میکنند:

صبح که بیدار شدند چه اتفاقی افتاد. قبل از نهار چه شد، ظهر بعد از نهار چه شد و در نتیجه عصر همچین حالی را پیدا کردند. اگر برای یک فرد شهودی میخواهید این قضیه را توضیح دهید بهتر است به او بگویید همان ابتدا دیروز حالم خیلی بد بود در نتیجه او الگوی کلی را میداند و تصویر کلی را دارد. الان میتوانید جزئیات را به او بگوئید.

شهودی ها باید ابتدا تصاویر کلی را دریابند


  • وقتی افراد حسی با روتین های زندگی میانه خوبی دارند و افراد شهودی به شدت خواهان تغییراتند:

حسی ها از اینکه درگیر جزئیات باشند و روتین های زندگی روزانه را دنبال کنند لذت میبرند. روتین هایی مثل: تعویض روغن ماشین، آب دادن به گل ها، قبض آب و برق، لباس شستن و ….

در حالی که افراد شهودی معمولا اگر کاری تکراری شود و بخواهند آن را به مدت زیادی انجام دهند زود خسته میشوند. شهودی به شدت به دنبال تغییرات بزرگ هستند و از تکرار بیزارند. به نظر میرسد آنقدر درگیر آینده هستند که امروز را فراموش کرده اند و با واقعیات و روزمرگی های زندگی نمیتوانند به خوبی کنار بیایند.

زوجی را تصور کنید که از ماه عسل بر میگردند، و در شروع زندگی فرد شهودی که رؤیاهای بزرگی برای تغییر جهان و انجام کارهای بزرگ داشت، میبیند که همسرش در کارها روزمره مثل آهو در عسل گیر کرده و مدام از چک های عقب افتاده، میزان اصطحلاک ماشین، اخبار و مسائل روز سیاست جهان و تعمیرات خانه و… صحبت میکند.

این دو دسته از افراد به نظر میرسد در دو دنیای کاملا متفاوت از همدیگر سیر میکنند.

به همین دلیل افراد حسی معمولا برچسب بی مسئولیتی و حواس پرتی را به افراد شهودی میزنند و آنها را سرزنش میکنند. و افراد شهودی به افراد حسی برچسب کوته فکر و اینکه تا نوک دماغشان را بیشتر نمیبینند میزنند.

 

“مادرم اولویت حسی و من اولویت شهودی دارم. هر موق که او به دیدنم می آید سؤالاتی از من میپرسد که مرا متحیر میکند. مثلا میپرسد آیا حواست به کارگرانی که برای کوتاه کردن چمن های خانه ات می آیند هست تا کارشان را درست انجام دهند یا اینکه میگذاری هر طور که دوست دارند کارشان را انجام دهند؟ این سؤال احتمالا کمی عجیب است اما به عنوان یک تیپ شهودی، توجهی به آن نکردم. روزی وی یک قالیچه قهوه ای را که احتیاجی به آن نداشت به من داد و گفت: هر وقت نخواستی از قالیچه استفاده کنی حتما آن را به خودم برگردان.

در ملاقات بعدی ازم خواست که قالیچه را نشانش دهم. میدانستم دورش نینداخته ام اما نمیدانستم آن را کجا گذاشته ام. وقتی بعد از جستجو برگشتم، با لبخند به استقبالم آمد و گفت : با من بیا، وقتی به دنبالش به اتاق نشیمن رفتم به شدت شگفت زده شدم. قالیچه زیر نیمکت پیانو بود!!”

“برگفته از کتاب مادری مناسب شما”


  • افراد حسی حافظه ای دقیق دارند در حالی که افراد شهودی توجهی به جزئیات ندارند:

افراد حسی به دلیل اینکه دقیقا به آنچه که میبینند، میشنوند، استشمام میکنند، لمس میکنند و میچشند توجه میکنند و همزمان افرادی دقیق و ریزبین هستند میتوانند به خوبی یادشان بیاید که چه کسی در چه تاریخی با چه لحنی چه چیزی گفت!!

و انتظار دارند که از شهودی ها هم به همین شکل باشند در حالی که شخصیت هایی که دارای کارکرد شهودی هستند معمولا فقط به تصاویر کلی توجه میکنند و ذهنشان را درگیر جزئیات نمیکنند به همین دلیل آنها حافظه ای به خوبی حسی ها ندارند.

وقتی که فرد حسی سؤال میپرسد یادت هست…..؟ فرد شهودی معمولا یادش نیست!!! و همین موضوع میتواند آنها را دچار مسئله کند به این شکل که:

“فرد حسی فکر میکند چون فرد شهودی برایش اهمیتی ندارد یادش نیست”

در حالی که فرد شهودی نگاهش به هرچیزی به صورت کلی است و به همین دلیل چیزی به یادش نیست.


  • افراد شهودی به دنبال چرایی هستند و افراد حسی به دنبال چگونگی:

معمولا شهودی ها به دنبال چرایی هر چیزی هستند و ریشه را میخواهند پیدا کنند. از طرفی تا الان متوجه شده ایم که از واقعیت های ملموس زندگی هم لذتی نمیبرند و بیشتر در گیر ایده ها و احتمالات هستند. در نتیجه افراد شهودی ذهنشان را درگیر مسائل روانشناسی، فلسفه، جامع شناسی و هنر میکنند

افراد حسی به دنبال چگونگی هر چیزی هستند. آنها میخواهند اطلاعاتی را دریابند که بر اساس واقعیت است و بتوانند از آن در زندگی امروزشان استفاده کنند و به مسائلی مثل روانشناسی و فلسفه یا هنر که ملموس نیست اهمیتی نمیدهند

 

با وجود این مقاله شما فکر میکنید که فرد شهودی هستید یا فردی حسی؟

 

 

 

 

علی زنگویی

علی زنگویی

به دیگران کمک میکنم تا در مسیر پر پیچ و خم زندگی با یادگیری مهارت های ضروری زندگی و خودشناسی، رابطه و زندگی خود را دگرگون کنند

این پست دارای 7 نظر است

  1. مرتضی

    بسیار عالی! موفق باشید و مــــــــوفق بودید!!!!

    1. علی زنگویی

      ممنون از شما دوست عزیز خوشحالم که مفید بوده براتون

  2. مرتضی

    حـــــســـی???

  3. حسین

    سلام عالی و محشر بود ببخشید من خیلی دوست دارم در مورد این شخصیت ها بدونم میتونید کتاب و مقالات بیشتری برام معرفی کنید؟

    1. علی زنگویی

      سلام برای شروع کتاپ خودم به اسم درکم کن رو پیشنهاد میدم که به زبان ساده و مفاهیم تیپ شناسی MBTI رو توضیح دادم

  4. رنگ

    ممنون از مقاله مفیدتون. خیلی واضح و به دور از اصطلاحات بعضاً پیچیده، تفاوت این دو تیپ رو توضیح دادین. متأسفانه بعضی از نویسنده‌ها فراموش می‌کنن که کسی که دنبال فهمیدن تفاوت این دو تیپ می‌گرده، ممکنه از اصطلاحات خاص روانشناسی هم سر درنیاره.

    1. علی زنگویی

      سلام ممنون از تعریف و تمجیدت بله دقیقا، کار من تدریس هست و کار مدرس فهم محتوا و سپس به زبان ساده توضیح دادن هست

دیدگاهتان را بنویسید