در اولین قدم از سری مقاله های شخصیت شناسی به روش MBTI میرسیم بر سر اولین دو قطبی یعنی دو قطبی انرژی گرفتن ما انسان ها که دارای دو کارکرد درونگرایی و برونگرایی هست

 

تعریف دو قطبی سبک انرژی گرفتن:

“جهت دریافت و هدایت کردن انرژی روانی مان”  به این نکته توجه کنید که وقتی میگوییم انرژی منظورمان از انرژی، انرژی فیزیکی افراد نیست بلکه منظور ما انرژی روانی ما انسان هاست.

 

ما با انرژی روانی خود چه میکنیم؟

انرژی روانی ما همان انرژی است که با آن:

  • فکر میکنیم
  • انتخاب میکنیم و تصمیم میگیریم
  • تعامل برقرار میکنیم
  • کتاب میخوانیم
  • وقتی کم است شاد نیستیم
  • وقتی کم است کم حوصله هستیم
  • وقتی کم است عصبی هستیم
  • و……

پس انرژی فیزیکی را با انرژی روانی اشتباه نگیرید. اما جدای از انرژی گرفتن، این دو قطبی از شما چنین سؤالی را دارد:

آیا به طور طبیعی به سمت بیرون از ذهنتان (مردم و رویدادها) توجه دارید؟ یا بیشتر به دنیای درون یعنی ایده ها و افکارتان؟ با این توضیحات شاید بتوان از واژه “نگرش” برای این دو قطبی استفاده کرد.

 

قبل از اینکه برویم بر سراغ ترجیحات روانی درونگرا و برونگرا و آنها را بررسی کنیم به این نکته توجه کنید که ما در درون خود هم برونگرایی را داریم و هم درونگرایی را داریم. هیچ کس 100 درصد درونگرا و 100 درصد برونگرا نیست. ما از هر دو داریم و یکی را بر دیگری ترجیح میدهیم. من درونگرا هستم ولی میتوانم از کارکرد برونگرایی ام استفاده کنم اما باید بدانم که با آن مانند درونگراییم راحت نیستم.

 

 

توجه کنید که این موضوع در همه ی ترجیحات روانی شخصیت شناسی به روش MBTI به همین شکل است ما در هر چهار ترجیح به همین شکل عمل میکنیم و یکی را بر دیگری ترجیح میدهیم. بروم سراغ اولین ترجیح روانی یعنی..

 

خصوصیات افراد برونگرا:

افرادی که برونگرایی را بر درونگرایی ترجیح میدهند یک تفاوت بسیار بزرگ را با هم دیگر دارند. برونگراها به محرک های بیرونی واکنش کمتری نشان میدهند. یعنی این افراد در مقابل محرک های بیرونی راحت تر هستند.

 

در واقع برونگراها برای دریافت انرژی روانیشان نیاز به محرک بیرونی دارند. محرک هایی مثل:

  • ارتباط
  • صحبت
  • جمع های دوستانه یا غیر دوستانه
  • صدای موسیقی
  • و هر چیزی در جهان خارج از ذهنشان

 

برونگراها به واسطه درگیری فعال در رویداد ها و محرک های بیرونی انرژی روانی خود را به دست می آورند. آنها دوست دارند فعالیت های مختلفی شرکت داشته باشند و علایق گسترده ای دارند.

 

برونگراها بیش از آنکه در این فکر باشند که جهان چطور بر آنها اثر میگذارد به دنبال این هستند که چطور بر دنیا تاثیر بگذارند. به همین دلیل همیشه به دنبال اقدامی هستند تا در دنیای خارج از خودشان اتفاقی بیافتد. اگر به سیر تکامل بشریت نگاهی بیندازیم میتوانیم نتیجه بگیریم که برونگراها همانانی هستند که میان واکنش جنگ و گریز انسان ها، واکنش جنگ را در رقابتی که برای بقا صورت داشته در میلیون ها سال قبل بر میگزیدند.

 

از همین رو آنها با جهان خارج از خودشان احساس راحتی میکنند و اعتماد به نفس خوبی در جهان خارج از خودشان به نمایش میگذارند. آنها طی سالها اینگونه به تکامل رسیده اند و امروزه میبینید که در مکانی که حضور پیدا میکنند به سرعت با آن انطباق میپذیرند. طی تحقیقاتی که انجام شده است متوجه شده اند که برونگراها برای با انرژی بودن نیاز دارند که محرک های بیرونی برای خود داشته باشند تا بتوانند انرژی روانی خود را همیشه بالا نگه دارند.

 

آنها نیاز به محرک بیرونی دارند و اگر محرک بیرونی وجود نداشته باشد آنها به سرعت حوصله شان سر میرود. اما چه محرکی بهتر از ارتباطات با دیگران ؟ ما انسان ها چه بخواهیم چه نخواهیم موجوداتی اجتماعی هستیم و ماهیت ارتباط برای ما انسان ها به طور کلی خوشایند است و از آن لذت میبریم چرا که در سیر تکامل بشریت ما یاد گرفتیم که روابط به ما قدرت میدهد و شانس بقای ما را بالاتر میبرد و امروزه هم وقتی ارتباط برقرار میکنیم از این موضوع لذت میبریم. البته شاید درونگراها کمتر از این موضوع لذت ببرند که بعد آن را بررسی میکنیم

 

پس ارتباط گرفتن میتواند برای افراد برونگرا هم فال و هم تماشا باشد. آنها با یک تیر دو نشان را میزنند هم ارتباطی لذت بخش را تجربه میکنند و هم انرژی روانیشان با این کار بالاتر میرود.

 “پس میتوان نتیجه گرفت که افراد برونگرا جهت دریافت انرژی شان دنیای بیرون از خودشان است”

 

 

اما جهت مصرف انرژی شان و هدایت کردن انرژیشان چطور؟

باید به این موضوع توجه کنیم که هیچ انسانی دوست ندارد انرژی روانی اش خالی باشد. پس واضح است که افراد برونگرا دوست دارند مدام در حال ارتباط گرفتن و صحبت کردن و در معرض محرک های بیرونی قرار بگیرند تا انرژی شان خالی نشود.

 

“”هیچ موقع یک برونگرا را مجبور به ماندن در خانه و سکوت نکنید””

 

میتوانیم بگوییم برونگراها از دنیای بیرون انرژی میگیرند و آن را به دنیای بیرون هم هدایت میکنند. اما سرعت مصرف انرژی آنها وقتی که در سکوت و تنهایی مینشینند به شدت بالا میرود. “پس برونگراها از بیرون از خود انرژی میگیرند ولی در سکوت و در تنهایی آن را زودتر از دست میدهند.”

 

اگر موافق باشید چند ویژگی رفتاری برونگراها را با هم بررسی کنیم که شناختمان از آنها بالاتر برود

 

عمل گرایی بودن و اجتماعی بودن یک برونگرا:

به چند دلیل افراد برونگرا عمل گرا تر و اجتماعی تر هستند. اولین دلیل این است که این افراد به خوبی در دنیای خارج خود را پیدا میکنند و با آن انطباق میپذیرند در نتیجه اعتماد به نفس خوبی دارند و سریع دست به عمل میزنند.

دلیل اجتماعی بودن آنها هم این است که آنها ارتباطات را جز بهترین محرک های ذهنی میدانند که باعث میشود انرژی روانی شان پر شود

 

 

برونگراها گستردگی را بر عمق ترجیج میدهند:

برونگراها علایق زیادی را دنبال میکنند در زندگی شان اما عمق آنها کم است. فرض کنید که روی میزی هفت نوع غذا حاضر باشد فرد برونگرا میخواهد همه ی غذاها را بچشد و از آنها امتحان کند. اگر دلیل علمی آن را بخواهید این است که در مغز برونگراها قسمتی که مسئول لذت است فعال تر است در نتیجه آنها به دنبال لذت های بیشتر و بیشتر میگردند

 

بلند بلند فکر کردن برونگراها:

افراد برونگرا افکارشان را بیرون از خودشان نظم میدهند. به اصطلاح بلند بلند فکر میکنند، یعنی هم صحبت میکنند و هم فکر میکنند. پس طبیعی است که تشخیص ندهید بعضی مواقع آیا آنها اصلا فکر هم میکنند؟ یا فقط صحبت میکنند؟

در اینجا اجازه دهید نکته مهمی را بیان کنم، بهتر است به برونگراها فرصت اصلاح کردن صحبت هایشان را بدهید آنها خیلی از مواقع واقعا فقط آن حرف از ذهنشان گذشته و آنها بی اختیار آن را بیان کرده اند.

 

“اگر نمیدانید که یک برونگرا در چه فکری است، گوش نداده اید”

 

 

دیگران محور بودن برونگرا:

برونگراها هم انرژی شان را از دیگران میگیرند و هم آن را به آنها پس میدهند. آنها پیوسته به دنبال ارتباط گرفتن هستند و اهل سکوت های طولانی مدت نیستند. فرض کنید که در اتاقی ساکت چند درونگرا نشسته است فرد برونگرا به محض ورود قطعا سعی میکند که سکوت آنجا را با صدای خود پر کند.

 

برونگراها شروع کننده ارتباط هستند:

یکی از تفاوت های عمده این دو دسته از افراد یعنی برونگراها و درونگراها این است که برونگراها شروع کننده ارتباطات هستند. آنها را به مهمانی ای ببرید که کسی را نمیشناسند یا فقط یک نفر را میشناسند و دو ساعت بعد به دنبال آنها بروید و مطمئنا با صحنه ای جالب رو به رو میشوید فرد برونگرا چندین دوست صمیمی پیدا کرده است!!

 

ابتدا عمل کردن سپس فکر کردن:

البته نه به این شدتی که در تیتر نوشتم اما خیلی از مواقع افراد برونگرا سبک کارشان سرعتی تر از افراد درونگرا است. فرض کنید که دو دوست با هم به دریا یا استخری برای شنا میروند یکی از آنها همان ابتدا شیرجه میزند درون آب و یکی از آنها ابتدا پای خود را خیس میکند، سپس زانو سپس بالا تنه خود را خیس میکند. در این مثال که نوعی استعاره از افراد برونگرا و درونگرا است فردی که شیرجه میزند فردی برونگرا است و چون معمولا به سرعت کارها را انجام میدهند و کار و فکر را به طور همزمان انجام میدهند اینگونه بیان میشود که ابتدا عمل میکنند و سپس فکر میکنند.

 

بسیار خوب نظرتان چیست که به سراغ افراد درونگرا برویم؟ اگر موافقید با من در ادامه این مقاله همراه باشید

 

افراد درونگرا چه خصوصیاتی دارند:

طبق تحقیقاتی که انجام شده وقتی که تعدادی نوزاد چند ماهه را بررسی کردند متوجه شدند که تعدادی از نوزادان از همان ابتدا در مقابل محرک های بیرونی مثل بو، صدا یا افرد واکنش شدید تری را نشان میدهند (مثلا گریه میکنند) در حالی که بعضی از نوزادان با آنها سریع انطباق میپذیرند.

این نوزادان سال ها بعد به سراغشان رفتند و حالا این نوزاد ها بزرگ شده بودند، و نتایج جالب بود. آنهایی که واکنش شدید تری را نشان میدادند همان درونگراهای بزرگسال بودند و نوزادانی که به سرعت انطباق میپذیرفتن بزرگسالان برونگرا بودند (البته نه به صورت 100 درصد اما آمار قابل توجهی به این شکل بود)

 

از این آزمایش این نتیجه حاصل شد که بر خلاف برونگراها، درونگراها در مقابل محرک های بیرونی انرژی روانی خود را از دست میدهند. آنها هرچه کمتر در معرض محرک های بیرونی قرار بگیرند انرژی روانی بیشتری دارند.

 

درونگراها سعی میکنند که هرچه کمتر در فعالیت های اجتماعی شرکت کنند یا اینکه بعد از شرکت در فعالیت های اجتماعی قطعا نیاز به سکوت و تنهایی دارند تا نیاز روانیشان را برآورده کنند.

 

درونگراها در مقابل محرک های بیرونی واکنش دفاع را از خود نشان میدهند. آنها از خود میپرسند جهان چطور بر من اثر میگذارد؟ به همین دلیل آنها همیشه به دنبال اقدامی هستند تا در مقابل دنیای بیرونی از خود دفاع کنند. در سیر تکامل بشریت درونگراها آنهایی بوده اند که استراتژی میچیدند که چطور از خودشان دفاع کنند و خیلی دست به واکنش های جنگ نمیزیدند به همین دلیل امروزه هم موقعی که یک درونگرا به تعارض میخورد بیشتر واکنش دفاع را دارد و عقب نشینی میکند یا میبینید که سکوت سنگینی را بیشتر  مواقع به شما هدیه میدهند

 

درونگراها نسبت به محرک های بیرونی حساس هستند و انرژی روانیشان وقتی که در معرض محرک های بیرونی قرار میگیرند تخلیه میشود پس هرچه محرک بیرونی کمتر باشد آنها راحت تر هستند. به همین دلیل آنها با جهان خارج از خودشان که وفور محرک بیرونی است احساس راحتی نمیکنند و یکی از دلایلی که میبینید افراد درونگرا اعتماد به نفس کمتری نسبت به برونگراها (در محیط هایی که ناشناس وجود دارد) دارند همین موضوع است.

 

ضمنا درونگراها به شدت در جمع هایی که کسی را نمیشناسند انرژی روانیشان تخلیه میشود و این موضوع باید برای یک درونگرا کاملا آشنا باشد:

در مهمانی هایی که کسی را نمیشناسیند دیر میروند و زود آنجا را ترک میکنند یا زود میروند و زود هم آنجا را ترک میکنند. در هر صورت شیوه ای را پیش میگیرند که مدت زمان زیادی در آن مکان حضور نداشته باشند.

 

اگر به بالا برگردید و دوباره به ویژگی های برونگراها نگاهی بیاندازید متوجه میشوید که افراد برونگرا خیلی زود حوصله شان سر میرود و نیاز به محرک بیرونی ای مثل ارتباط گرفتن با دیگران دارند تا بتوانند انرژی روانیشان را بالاتر ببرند

افراد درونگرا هم شاید دوست داشته باشند با دیگران ارتباط بگیرند اما هرچه این ارتباط طولانی تر میشود انرژی روانی آنها خالی تر میشود. درونگراها ترجیح میدهند مدت زمان ارتباطشان کوتاه باشد یا اینکه در تنهایی خود بمانند

 

“پس میتوان نتیجه گرفت که افراد درونگرا جهت دریافت انرژی شان دنیای درون ذهنشان است”

 

اما جهت مصرف انرژی شان و هدایت کردن انرژیشان چطور؟

همانطور که گفتیم هیچ انسانی دوست ندارد که انرژی روانی اش خالی باشد. پس واضح است که افراد درونگرا دوست دارند در معرض محرک های بیرونی کمتری قرار بگیرند برای مثال ارتباط کمتری را برقرار کنند یا شبکه ارتباطی کوچک اما صمیمی ای را تشکیل دهند. یا ممکن است از اینکه به مکان شلوغی بیایند خود داری کنند.

 

“”هیچ موقع یک درونگرا را مجبور به آمدن بیرون از خانه نکنید””

 

پس میتوانیم بگوییم درونگرا ها از دنیای درون و ذهنیاتشان انرژی روانی خود را میگیرند و آن را به دنیای درون خود هم هدایت میکنند. اما سرعت مصرف انرژی آنها وقتی که در جهان بیرون از خود قرار میگیرند به شدت بالا میرود. درونگراها از درون به درون انرژیشان را میگیرند و هدایت میکنند.

 

اگر موافق باشید چند ویژگی رفتاری درونگراها را هم مثل برونگراها با هم بررسی کنیم که شناختمان از آنها بالاتر برود

 

درونگراها محتاط هستند و شبکه ارتباطاتی کمی را دارند:

درونگراها همیشه قبل از اینکه کاری را انجام دهند ابتدا به خوبی فکر میکنند آنها هر گز بی گدار به آب نمیزنند. یکی از دلایلی که این دسته از افراد محتاط تر عمل میکنند این است که آنها نمیتوانند به خوبی افراد برونگرا با جهان بیرون انطباق بپذیرند و نیاز به زمان دارند تا بتوانند محیط اطرافشان را خوب آنالیز کنند.

دلیل ارتباط کم آنها هم این است که آنها به محرک های بیرونی علاقه کمتری نشان میدهند زیرا انرژی روانیشان را به شدت دوست دارند و آن را هم به سرعت از دست میدهند

 

درونگراها عمق را بر گستردگی ترجیح میدهند:

درونگراها در زندگیشان علایق کمتری را دنبال میکنند اما عمق آنها زیاد است. مثال میزی غذا را یادتان هست؟ همان که هفت نوع غذا روی آن حاضر بود؟ افراد درونگرا بر خلاف برونگراها که میخواستند همه نوع غذا را امتحان کنند، دو نوع غذا را انتخاب میکنند و تا آخر آنها را میخورند.

 

” به طور کلی افراد درونگرا کنترل بیشتری روی خواسته های خود دارند”

 

سکوت و فکر کردن زیاد یک درونگرا:

بر خلاف افراد برونگرا، افراد درونگرا افکارشان را با تعمق کردن و در سکوت بررسی میکنند. درونگراها از اینکه در افکارشان غرق شوند انرژی میگیرند و احساس خوبی دارند پس طبیعی است که ببینید درونگراها کمتر حرف میزنند و بیشتر در افکارشان غرق هستند.

هیچ موقع روی یک درونگرا فشار نیاورید که باید همین الان و بدون فکر جواب دهی، قطعا جوابی که میدهد هرگز جواب نهایی نخواهد بود. به آنها فرصت فکر کردن را بدهید و برای اینکه افکاریشان را با شما درمیان بگذارند از آنها سؤال بپرسید

 

“اگر نمیدانید که یک درونگرا در چه فکری است، سؤالی نپرسیده اید”

 

 

خود محور بودن افراد درونگرا:

درونگراها انرژی ذهنیشان را از خودشان میگیرند و آن را به خودشان هدیه میدهند. آنها پیوسته به دنبال این هستند که بگویند هیچ چیز روی من تاثیر ندارد، هرچه هست از جهان درون من است. آنها به فضای ساکت و آرام در زندگی خود احتیاج دارند و اگر این فضا را در اختیار آنها قرار دهید این میتواند به آنها کمک بسیاری بکند.

 

درونگراها شروع کننده ارتباط نیستند:

اگر یک برونگرا را به مهمانی میبردیم و او خود چند دوست برای خود پیدا میکرد. باید یک درونگرا را به دیگران معرفی کنید. درونگراها شروع کننده ارتباط نیستند به نظر میرسد آنها انتظار دارند که دیگران برای ارتباط گرفتن به سمت آنها بیایند و این یکی دیگرا از دلایلی میتواند باشد که شبکه ارتباطی کوچکی دارند

 

ابتدا فکر کردن سپس عمل کردن:

اگر برونگراها شیرجه در آب میزنند، افراد درونگرا ابتدا انگشتان سپس تا زانو و سپس بالاتنه خود را وارد آب میکنند. در این موضوع هم آنها کاملا بر خلاف افراد برونگرا عمل میکنند. هرگز یک درونگرا را زیر فشار شروع یک کار قرار ندهید او آرام، آرام کارها را شروع میکند.

 

نظرتان در مورد این مقاله برایمان بنویسید یا اگر هرگونه سؤالی دارید میتوانید بپرسید

 

 

 

 

 

 

 

علی زنگویی

علی زنگویی

به دیگران کمک میکنم تا در مسیر پر پیچ و خم زندگی با یادگیری مهارت های ضروری زندگی و خودشناسی، رابطه و زندگی خود را دگرگون کنند

دیدگاهتان را بنویسید